الملا فتح الله الكاشاني

231

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

سنت و محمد بن اسحق رواية كند از ابو اسحق بن محمد ثعلبى كه امام اصحاب حديث است و از رؤساى اهل سنت كه ابن عباس و عبد اللّه مسعود از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده‌اند كه چون شب معراج مرا به آسمان بردند و انبيا را جمع كردند و من با ايشان بنشستم فرشتهء آمد كه حضرت عزة ميفرمايد كه از اين پيغمبران بپرس كه ايشان را بچه چيز فرستاده‌اند رسول خطاب كرد بايشان كه شما بر چه چيز مبعوث شديد ايشان گفتند على ولايتك و ولاية على بن أبي طالب عليه السلام ما را بر دوستى تو و ولايت على بن أبي طالب فرستاده‌اند چه شما مولاى جميع اهل توحيديد و مقتداى همهء ايشان و چون اهل كتابين منتسب بموسى عليه السلام و عيسى بودند از اينجهة بعد از سؤال از احوال رسل قصه ايشان را متصل ساخته به آن و فرمود كه . وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى و بتحقيق كه فرستاديم موسى را بِآياتِنا با معجزات خود كه علامت روشن بود بر صحت نبوة إِلى فِرْعَوْنَ بسوى فرعون وَ مَلَائِهِ و اشراف قوم او فَقالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ پس گفت بدرستيكه من رسول پروردگار عالميانم . فَلَمَّا جاءَهُمْ بِآياتِنا پس آنهنگام كه آورد بديشان نشانهاى ما چون عصا و يد بيضا و طوفان و جراد و قمل و ضفادع و غير آن إِذا هُمْ آنوقت ايشان مِنْها يَضْحَكُونَ از آن ميخنديدندى بىآنكه در آن تامل كنند باستهزا و سخريه آن مشغول شدند . وَ ما نُرِيهِمْ مِنْ آيَةٍ و نمىنموديم ايشانرا بر سبيل تعاقب هيچ معجزهء كه نشانهء صحت نبوت موسى باشد از طوفان و جراد و قمل و امثال آن إِلَّا هِيَ مگر آنكه آن أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها بزرگتر بود از مانند آن كه پيش از او نموده بوديم يعنى مگر كه مختص بود بنوعى از اعجاز به آن اعتبار مفضل بود بر اخت خود كه پيش از آن واقع شده بود و يا آيات تسع موصوف بودند در فضل و كبر بر وجهى كه قريب بيكدگر بودند در فضل كه مردمان در تفضيل هر يك از آنها اختلاف كردند وَ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ و گرفتيم ايشانرا به عذاب قحط و جراد و ضفادع و غير آن لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ تا شايد كه برگردند يعنى ارادهء رجوع كنند از ملت باطله كه موصل است بباديه ضلالة و چون دانستند كه اين معجزات عين عذاب ايشانست در مقام استغاثه درآمدند . وَ قالُوا و گفتند بموسى كه يا أَيُّهَا السَّاحِرُ اى مرد جادو يعنى اى عالم و ماهر و ذكر او بصيغهء سحر جهة تعظيم بود چه علم سحر پيش ايشان علم بزرگ و صفتى پسنديده بود يعنى اى مقدم در علم سحر و اى غالب بر تمام ساحران يا آنكه چون هميشه موسى را به اين نام ميخواندند و در اين وقت